پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
مرا ببوس
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1394
بازدید : 536
نویسنده : rozbeh92
  • اینگونه نگاهم میکنی؟
من در انتظار يک لبخند توام...
اما تو در انتظار يک بوسه ای...
منتظر چه هستی ع

اینگونه نگاهم میکنی؟
من در انتظار يک لبخند توام...
اما تو در انتظار يک بوسه ای...
منتظر چه هستی عشقم...
مرا ببوس...




بانوی شعرهایم
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1394
بازدید : 545
نویسنده : rozbeh92
  • بانوی شعرهایم...ای شقایق شبهای بیقراریم...
اگر باز هم هرشب...تو را نفس بکشم...
اگر هر روز ...در می

بانوی شعرهایم...ای شقایق شبهای بیقراریم...
اگر باز هم هرشب...تو را نفس بکشم...
اگر هر روز ...در میان گیسوانت پریشان شوم...
خدا می داند...من عاشق نگاه مست توبودم...
خدا می داند ...من شیدای تبسم لبانت بودم...
اما من چه میدانستم...که خدا هم عاشق توبود...
میدونم الان تو در کنار من نشستی...و دستت رو گذاشتی رو شونه هام...
اما حیف که فقط تو مرا میبینی...و من فقط باید درحسرت تو...بسوزم و بسازم...




ناله های من
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 523
نویسنده : rozbeh92
  • من  در ميان زخم هایی ...که شبانه بر پیکرم نقش کردی ...ناله می کنم...
وروزها را...در عطش تشنگی  لبان

من در ميان زخم هایی ...که شبانه بر پیکرم نقش کردی ...ناله می کنم...
وروزها را...در عطش تشنگی لبانت...در کنار دریا ویران شده ام...
کجایی ...این بار می خواهم... واژه ها را در نگاهت بگریانم...




شقایق من
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 497
نویسنده : rozbeh92
  • مي خواهم در کنار هر شقایقی...چشمهایت را ترسیم کنم...
و در کنار هر ستاره ای... شعری بکارم از تبسم لب

مي خواهم در کنار هر شقایقی...چشمهایت را ترسیم کنم...
و در کنار هر ستاره ای... شعری بکارم از تبسم لبانت...
آنگاه من بنشینم...و برای نبودنت اشک بریزم...شقایق...




عشقم
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 527
نویسنده : rozbeh92
  • عشقم...لازم نيست بر عاشقانه ما  خيالی  ببافی...و یا در میان سکوت چشمانت حرفی بزنی...
همين شرمی که د

عشقم...لازم نيست بر عاشقانه ما خيالی ببافی...و یا در میان سکوت چشمانت حرفی بزنی...
همين شرمی که در تبسم لبانت جاریست...و آن الماس های که روی گونه ات می چکد...
خودم همین چیز را میخوانم...در میان نفسهایی که به سویم میدمی...




انگار گرفتار شده ام
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 518
نویسنده : rozbeh92
  • انگار گرفتارم شده ام...
گرفتار چشم‌هایی که شبیه ...چشمهای توست...
نگاهی به چشمهایش می کنم...و نگاه

انگار گرفتارم شده ام...
گرفتار چشم‌هایی که شبیه ...چشمهای توست...
نگاهی به چشمهایش می کنم...و نگاهی به آسمان...چه شباهتی...در چشمهایتان موج می زند...
یادت هست...
عاشقانه من از چشمانت شروع شد...با رفتنت بسوی یاسهای سپید...من ماندم و خاطراتت...
اما...با این چشمانی ...که شبیه چشمان توست چه کنم...
قبل از اینکه گرفتار عاشقانه اش شوم...تو بگو چه کنم...




چشمهای زیبای تو
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 500
نویسنده : rozbeh92
  • چشم های  زيبای تو ...در شعرهایم پیداست...
کافیست دوباره ...لبانت را در میان نوشته هایم بگشایی...
ت

چشم های زيبای تو ...در شعرهایم پیداست...
کافیست دوباره ...لبانت را در میان نوشته هایم بگشایی...
تا ببینی ...پيچ و تاب عاشقانه ام ...چه غوغایی میکند این بار...
هنوز در غزل هایم...صدای مهربانت را می شنوم...




نسیم نگاهت
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 555
نویسنده : rozbeh92
  • تا نسیم نگاهت در هوایم می وزد...
تنم را نوازش می کند...صدای مهربانت...
شانه هایم را در میان خاطرات

تا نسیم نگاهت در هوایم می وزد...
تنم را نوازش می کند...صدای مهربانت...
شانه هایم را در میان خاطراتت جا می گذارم...و با اشکهایت ترانه میسرایم...
و ازمستی لبانت...اشکهایت را مزه مزه می کنم...
و باد را در نگاهت می رقصانم...




نمیدانم جایم کجاست
نوشته شده در سه‌شنبه 20 مرداد 1394
بازدید : 546
نویسنده : rozbeh92
  • نمی دانم جايم کجاست...و کجا می روم...
نمی دانم از چه بنویسم...و از کجا شروع کنم... 
عشقی که مرا...

نمی دانم جايم کجاست...و کجا می روم...
نمی دانم از چه بنویسم...و از کجا شروع کنم... 
عشقی که مرا...در گردابی از خاطره جا گذاشت کو ؟
کجاست ببیند...که در این روزها با خودم چه میکنم...
و چگونه با عشقش زندگی میکنم...




نگاهت
نوشته شده در سه‌شنبه 13 مرداد 1394
بازدید : 621
نویسنده : rozbeh92
  • نگاهت را...
در کلماتم فرو کن...و ببین در عمق قلبم...چه غوغایی برپاست...

نگاهت را...
در کلماتم فرو کن...و ببین در عمق قلبم...چه غوغایی برپاست...




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید