نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 658
نویسنده : rozbeh92
|
|
منو با خودت ببر قـــــــــــــــــــاصـــدکــم

نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 736
نویسنده : rozbeh92
|
|
من دلتنگ رفتنت هستم...و تو آرام خوابی

نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 739
نویسنده : rozbeh92
|
|
لعنتی بس است دیگر
این همه اشک ریختی
چه غلطی کردی
اینجا
بغضی
گره خورده میخواهم اینبار
رها کنم عقده توی گلو را
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 1457
نویسنده : rozbeh92
|
|
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 747
نویسنده : rozbeh92
|
|
یه وقـت هـایی هست که جـز بـه بـودنــت دلـم رضـایـت نـمی دهــد حـالامـن از کجـا بـیـارمت
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 1684
نویسنده : rozbeh92
|
|
آه...آن لحظه که تومینگری مرا...
روحم...به باد میرود...در پنجه ماه...
و باد میرقصاند نگاهم را...
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 874
نویسنده : rozbeh92
|
|
کاش میگفتی...این چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 1285
نویسنده : rozbeh92
|
|
مـــی خـــواســـتـــم...
«عـــاشــقـــت بـــاشـــم»
بــبــخـــش
طـاقــت نـداشـتـی...
بــبــخــش
نـــمـــانــــدی !!!
نوشته شده در پنجشنبه 05 تیر 1393
بازدید : 637
نویسنده : rozbeh92
|
|
کـاش از اول میـدونـستـم
تــــــو
رفـیـق نـیمـه راهـی
اما
تو رو به زور بردن عزیزم
تو رفیق راهم بودی
که خدا راهمان را جدا کرد
نوشته شده در پنجشنبه 29 خرداد 1393
بازدید : 1129
نویسنده : rozbeh92
|
|
عشقم...نفسم...جانم...
نفسهایت چه زیبا میرقصانند نسیم بهار را
و من بغض میکنم در نگاه ماه
رو میکنم سوی خدا...خدااااماهت که هست
پس ماهم را چه کردی

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید