|
|
|
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1394
بازدید : 542
نویسنده : rozbeh92
|
|
بانوی شعرهایم...ای شقایق شبهای بیقراریم... اگر باز هم هرشب...تو را نفس بکشم... اگر هر روز ...در میان گیسوانت پریشان شوم... خدا می داند...من عاشق نگاه مست توبودم... خدا می داند ...من شیدای تبسم لبانت بودم... اما من چه میدانستم...که خدا هم عاشق توبود... میدونم الان تو در کنار من نشستی...و دستت رو گذاشتی رو شونه هام... اما حیف که فقط تو مرا میبینی...و من فقط باید درحسرت تو...بسوزم و بسازم...
|
|
|