نوشته شده در سهشنبه 04 آذر 1393
بازدید : 650
نویسنده : rozbeh92
|
|
شدم...شبیه شقایقی که گم کرده ...مکانش را...
پشت ابرهای قسم خورده باران...پناه گرفته ام...
انگار...هنوز در لا به لای پریشانی نگاهت اسیر مانده ام...
مانده ام...خسته...در به در...آواره...نمیدانم...
من ببارم...یا باران بگرید...
نوشته شده در سهشنبه 04 آذر 1393
بازدید : 478
نویسنده : rozbeh92
|
|
در شب هجران شقایق...
باد با برگ درختان بازی میکرد...
و من در غم و اندوه...و دلهره ویران گشته ام...
گوش کن...حتما میشنوی...صدای ناقوس قلبم...که مینوازد برایت...
منتظر است تا تو...بیایی و سر دهی رقص شقایق را...
و من غریبانه به این ...عصیان ویرانگر عشق...
نومید انه مینگرم...
گوش کن... وزش ظلمت شب را میشنوی...
نوشته شده در سهشنبه 04 آذر 1393
بازدید : 641
نویسنده : rozbeh92
|
|
ایکاش با بستن چشمانم ...
حس قشنگ نگاهت را احساس میکردم ...
و بوی نفسهایت...و ترنم لبانت مستم میکرد...
آنگاه تن لرزانت را ...که زیر پوست شب میخزد...را نوازش میکردم...
و ای کاش...که حتی وقت نبودنت...
تبسم نگاهت ویرانم میکرد...و دیوانه وار فریاد میزدم...
ای کاش تو مال من بودی...ایکاش...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 1425
نویسنده : rozbeh92
|
|
گویی ساختگیست این نگاه...
گویی ماه را به چالش میکشد...
وقتی نگاهم میکنی...
پریشان میشوم...سرشار میشوم از عشق...
اینگونه نگاهم نکن...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 1332
نویسنده : rozbeh92
|
|
دیروز رفتم سرقرار همیشگی...خیلی منتظرت شدم... اما باز مثل همیشه نیومدی...
دلم برات تنگ شده...آدمم دیگه...،گاهی دلم میخواد ...کسی موهامو نوازش کنه... و آروم زیر لب بگه:"دوستت دارم"
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 795
نویسنده : rozbeh92
|
|
هی تو...
نگاهت...میسوزاند نگاهم را...
عطر نفسهایت...سیرابم میکند...
از بر میخوانی شعرهایم را...
مگر تو کیستی...
که اینگونه ...مرا خلاصه کرده ای...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 878
نویسنده : rozbeh92
|
|
تمنای نگاهم...اشکهایم...میگویند نرو...
اما تو فقط لبخندم را میبینی...بی تفاوت دست تکان میدهی و میگویی به امید دیدار...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 3137
نویسنده : rozbeh92
|
|
کمی دیر کردم...فراموشم کرد...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 852
نویسنده : rozbeh92
|
|
قلبت...نگاهت...حواست...پیش اوست...
فقط نوشته هایت مال من است...
نوشته شده در سهشنبه 13 آبان 1393
بازدید : 1481
نویسنده : rozbeh92
|
|
خیالت که می آید...
نفسهایت را حس میکنم...
درآغوشم میگیرمت...
غرق می شوم...در همه وجودت...
به خیالت بگو ترکم نکند...
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید