پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
آهسته و بی سر و صدا
نوشته شده در جمعه 28 آذر 1393
بازدید : 525
نویسنده : rozbeh92

آهسته و بی سر و صدا ...سر زده بیـا ...با کمی آشفتگی ...
آن وقـت دست بر کمر ...موهایت را به سویی برگردان...
خستگی راه را از تن بتکان...و چشمهایت را سرمه ای بکش...
گونه های زردت را...رنگی کن...
حال بهانه کن نبودن مرا...برو زیر باران خیس شو...
همراه با بغض شکسته ابرها...بغض کن بر آسمان...
مرگ گنجشکی را ...که در کنارت افتاده بهانه کن...
و بزن زیر گریه های زمستانی...خشک و زهر دار... 




من و تو توی این دنیا
نوشته شده در جمعه 28 آذر 1393
بازدید : 498
نویسنده : rozbeh92

من و تو توی این دنیا...بیا با پنجه قدم بزنیم...شانه به شانه...
دست در دست...غم در غم ...دل شکسته...
روی تن این دنیا ی زخم خورده...بگذار خواب بماند آسمان...
تنهای تنها...به دور از چشم ماه...و میهمانی ستاره ها...
من و تو...مرگ شقایق را بهانه کنیم زیر باران...
درآغوش هم...چشم در چشم...پریشان و زار...
سکوتی تلخ...با طعم گریه...در حوالی چشمانت... 




خوابیدن میان بازوانت
نوشته شده در جمعه 28 آذر 1393
بازدید : 1336
نویسنده : rozbeh92

خوابیدن میان بازوانت...
بیدار شدن در حوالی چشمانت...غرق شدن در تبسم نگاهت...
آنگاه بر میخیزم...سرت تکیه بر شانه ام...قدم به قدم...چشم در چشم...
نفس در نفس...بیت بیت کنیم نگاهمان را...در میان اشعار باران... 




پلک نزن...حرفی هم نزن...
نوشته شده در جمعه 28 آذر 1393
بازدید : 507
نویسنده : rozbeh92

پلک نزن...حرفی هم نزن...
وقتی می آیی ...سبد سبد پر میکنم از خاطره...
میریزم به پایت... تو صدا کن مرا...نه با صدایت...با نگاه عاشقانه ات ...
ببین من چه میکنم ...با خاطره هایت... 




دلم برات تنگ شده
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 597
نویسنده : rozbeh92

میدانی...دلم برات تنگ شده ...و قتی یادگار نگاهت ...در عمق آرزو نشسته...
صفای وجودت...در کنارم خالیست...هنوز در گوشه قلبم...نشسته ای و مینگری...
به نوشته هایم...به غزلهایم...و حتی به خوابهایم...
تو خلاصه کرده ای مرا...دریک نگاه عاشقانه...که مشتاقانه مینگرد تو را... 




صدای نجوای برگها
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 656
نویسنده : rozbeh92

صدای نجوای برگها ،..در این روزها پاییزی ...
و آواز پرستوهای عاشق...در این ساعتهای دلتنگی...
نوید آمدن تو را میدهد...هر چند...میدانم نمی آیی... 




هنوز حضور تو در خیالم باقیست
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 574
نویسنده : rozbeh92

هنوز حضور تــو ...در میان خیالم باقیست... همیشه یادگارنگاهت...
در بیکران تنهای من...دلم را به شوق رقص شقایق دعوت می کند...
اما من رقص را نمیدانم...
اما خوب بلدم شعر شقایق سر دهم...
پس من میخوانم...و تو برقصان شقایقها را... 




وقتی نگاهت میکنم
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 504
نویسنده : rozbeh92

وقتی نگاهت میکنم...جملات را گم میکنم...واژه ها گوشه ای مینشینند در نظرم...
با کلمات بازی میکنند...و من تنها مات رخ ماهت می مانم...بی هیچ حرکت اضافه ای... 




گرمی دستانت چه می کند با من
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 500
نویسنده : rozbeh92

گرمی دستانت چه می کند با من...وقتی میسوانی تنم را...زیبا می شود آسمان...
راستی هنوز بهت بدهکارم...هوس بوسه هایی که خواستی و ندادم...
برای تو... پر میشوم از عشق.....سیراب می شوم از دلدادگی...
مرا نگاهم کن...همان کافیست برایم... 




گاه آنقدر خسته میشود نگاهم
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 آذر 1393
بازدید : 1296
نویسنده : rozbeh92

گاه آنقدر خسته میشود نگاهم...در آسمان بیقراری ...که به جز ابر سیاه چیزی نمیبینم...
گاه خسته از روزهایی... که بی تو شب کردم...
و گاه بی تو... طلوعی را به سر کردم...
و باز هم میگذرد بی تو...و زمان میگذرد از من...
باز هم آه...باز هم شب ترانه های دلتنگی...
باز هم شب...پیاله شراب...قرص آرامبخش...
باز هم نوشتن از تو...نوشتن از تو...و گذشتن از خودم...
و ناله های شب گیر و بعض شکسته...
و باز هم خودم را دلداری دادن...به فردای با تو... 




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید