پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
مانده ام اینجا نشسته چشم براه
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 585
نویسنده : rozbeh92
 

تو سوالم را ندادی پاسخی رفتی چرا...
مانده ام اینجا نشسته چشم براه...
عشق ناب و پاك تو در شعر نیست...
شک نکن در قلب من جاری شدی چیزی بگو...
من به تو نه...بلکه شک دارم به خود...
پس چرا دستت رها شد ...من زمین گیرت شدم...




بعضی وقتا آنقدر بیقرارت می شوم
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 513
نویسنده : rozbeh92
 

بعضی وقتا آنقدر بیقرارت می شوم...
آنقدر دلم برایت تنگ می شود...
آنقدر در هوایت نفس نفس می زنم...
که میخواهم تو را از خاطراتم بیرون بکشم...و محکم در آغوش بگیرم...




خودش آرام و آهسته می آید
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 522
نویسنده : rozbeh92
 

خودش آرام و آهسته می اید...
در گوشه ای بی صدا مینشیند..
و تــو متوجه نخواهی شد...
بعد شکل می گیرد در تو...و بعد ذره ذره تمامت را تسخیر می کند... 
آنگاه ریشه می دواند در وجودت...
به طوری که بی ان نمیتوانی براحتی نفس بکشی...
عجب اعجازی می کند این عشق...




وقتی زیباییها را چشم می بیند
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 569
نویسنده : rozbeh92
 

وقتی زیبایی ها را چشم میبیند...
و مهربانی ها در دل جا خوش می کنند...
نه چشمهایم برای دیدنت بسته می شود...
و نه قلبم مهربانیت را فراموش می کند...
پس تا زمانی دلم زنده است... فراموش نخواهی شد …هرگز...




خاطرات مبهمی از گذشته
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 721
نویسنده : rozbeh92
 

خاطرات مبهمی از گذشته...
و احساسی که ماند ...در کوچه های خیس سادگی ام...
فرصت با تو بودن رویایی بیش نبود برایم...
خواب کودکانه ای ...که فقط تو در آن سیر می کردی...
بی آنکه تو را ...در بند بند شعرهایم به زنجیر کشم...
پرواز کردی از غزل هایم...ای بیگانه ترین آشنای زندگی ام...




وقتی نگاهم می کنی
نوشته شده در سه‌شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 648
نویسنده : rozbeh92
 

نگاهت که می کنم...
چیزی در من می جوشد...و طوفانی در ذهنم می خروشد...
با من که می خندی...
پنجره دلتنگیهایم بسته می شوند ...
و غنچه های یاس شکوفا می گردند بر لبانم... 
وقتی نگاهم می کنی...به پرواز در می آید نگاهم...




گاه در اوج تنهایی
نوشته شده در دوشنبه 18 اسفند 1393
بازدید : 534
نویسنده : rozbeh92
 

گاه در اوج تنهایی...و گاه در عمق دلتنگی...
عشق تو در من زنده می شود دوباره...
پس چرا دم از یادت نزنم...
و در اوج تنهایی و درد ...فریادت نکنم...




وقتی به تو و خاطراتت فکر می کنم
نوشته شده در دوشنبه 18 اسفند 1393
بازدید : 542
نویسنده : rozbeh92
 

وقتی به تو و خاطراتت فکر می کنم...تن صدها ترانه ميرقصد در من...
در بلور غمگین صدایم...و در نسیم شعرهایم...
لذتی از تو زنده می شود...نگاهی در من جان میگیرد...
گويي ز دخمه دل من... روح شبگرد تو گذر کرده است...
ويا نسيمی در اين کلبه متروک...دامن از عطر یاس پر کرده است...
و شقایق دوباره میرقصد برایم...با آوای صدای تو...وقتی




گاه در کوچه های دلتنگی
نوشته شده در دوشنبه 18 اسفند 1393
بازدید : 574
نویسنده : rozbeh92
 

گاه در کوچه های دلتنگی...قاصدکی روی سنگ فرش خیابان میخزد...
درانتظار یک نگاه... یک عشق...و یک روح که بدمد بر تن خسته اش...
و پروازی کند بر بام خانه تو...در این همه انبوه رهگذر کسی نیست...
که پیامی بیاورد از تو...




نمی دانم در برق نگاهت چیست
نوشته شده در دوشنبه 18 اسفند 1393
بازدید : 556
نویسنده : rozbeh92
 

نمیدانم در برق نگاهت چیست ...که اینگونه مرا مست میکند ...
چه عاشقانه مینگری مرا... 
کاش میدانستم در نگاه تو چه بود...
که خواب را از...ویرانه نگاهم دزدید...




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید