پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
کار هر روز شقایق
نوشته شده در سه‌شنبه 02 دی 1393
بازدید : 1013
نویسنده : rozbeh92

کار هر روزش بود...
خانم اجازه برم آبخوری...وقت برگشتن چشمهاش نشان از شادی بود و عشق...
روز بعد و روزهای دیگر...آنقدر آبخوریها ادامه داشت تا روزی...
خانم ببخشید برم آبخوری...وقت برگشتن ...اینبار چشمهایش خیس بود و گریان...
هق هق و ناله هایش نشان از دگرگونیش را میداد...
اما روز بعد...خبری نبود...آبخوری نرفت...چند روزی گذشت تا اینکه...
خانم معلم نگاهی به شقایق کرد...
شقایق دخترم...دیگه تشنه نمیشی...چرا نمیری آبخوری...
شقایق چشمهایش قرمز شده بود...بغض گلوشو سنگین کرده بود...
خانم معلم آمد نزدیک شقایق...
شقایق عزیزم...این است رسم عاشقی...
تا الان شقایق قصه ما تنهاست...دیگر تشنه نمیشود... 





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید