پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
وقتی داشت می رفت
نوشته شده در سه‌شنبه 16 دی 1393
بازدید : 1060
نویسنده : rozbeh92
 

وقتی داشت می رفت...لبخندی بر لب داشت...
و گفت...عشق تو طعم کشک رو میداد...گاه ترش بود و گاهی شور...
رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد...
امشب دارم به افتخار ش...شراب مینوشم...تلخ تلخ...تند تند...تیز تیز...تا گلویم طعم عشق را بگیرد...اما پر شدم از بغض...پاهایم میلرزند...دستانم به رعشه افتاده...
چشمانم خمار شده اند انگار...بیقرار شده ام برایت...
حال برمیگردی ؟؟؟





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید