|
|
|
نوشته شده در سهشنبه 23 دی 1393
بازدید : 463
نویسنده : rozbeh92
|
|
انگار همین دیروز بود...تولد 21سالگی تو... همان پلاک با نام روزبه...که به گردنت چه زیبا بود... اما من...چقدر کوچک و نَحیف شده ام... کاش بودی عشقم...حال بی تو تک و تنها...چگونه با امروز کنار بیایم... اولین تولدی که بی تو باید سر کنم...امروز هیچ چیز سر جای خودش نیست... حتی قلب و مغزم...که دارم به خودم لعن و نفرین میفرستم... وقتی دلم تنگ می شود...میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم! وقتی یادت می کنم که چگونه شمع ها را فوت می کردی... بغض چنگ می اندازد به گلویم... و نفس کشیدن را سخت می کندبرایم... تولدت مبارک هستی من...
|
|
|