|
|
|
نوشته شده در شنبه 04 بهمن 1393
بازدید : 1125
نویسنده : rozbeh92
|
|
کنار دریا نشسته ام ...در انتظار چه ؟خودم هم نمی دانم... صدای امواج در تلاتم بادهای وحشی...شلاق میزند بر گونه هایم... و من در انتظار مانده ام...در انتظار چه؟ نمی دانم... یادت می آید ...قبلا با تو...همینجا روی صخره ای نشسته بودم... و تو دستهایت را به دور گردنم حلقه کرده بودی... وبه من می گفتی ببین روزبه...دریا با من حرف می زنه... اما من ...به جز صدای تو چیزی نمی شنیدم...چون صدایت... زیباترین موج زندگی من بود... حال آمده ام...تا دوباره همان خاطره را تکرار کنی برایم...
|
|
|