|
|
|
نوشته شده در چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 1265
نویسنده : rozbeh92
|
|
در ترنم لبانت...و نجواهای عاشقانه ات... در گودی گونه هایت...یک زندگی نهفته است... یک عشق جاریست...در نگاه پریشانت...غزلی مینوازد برایم... که در شادی چلچله ها...رقص قاصدکها...قلب پریشانم را گم کرده ام... بر گونه هایم...فرود می آیند شرو شرهای باران دلتنگی... و تو...تنها نگاهم میکنی...و سکوت چشمانت عذابم میدهد... همان کافیست برایم...نگاهم کن...لعنتی تو فقط نگاهم کن...
|
|
|