|
|
|
نوشته شده در سهشنبه 04 شهریور 1393
بازدید : 918
نویسنده : rozbeh92
|
|
خدایت را نمیدانم... خدای من خدای مهربانیهاست... خدایت را نمیدانم... خدای من میان آسمان پیداست... خدایت را نمیدانم... خدای من همیشه در میان غصه ها پیداست... خدای من...خدای تو...یکی هستند... خدا داند...دلم تنگ است ...که میدانم...خدای تو ...همانی که خدایم هست... چرا...ماه مرا بر داشت...میان آسمان دلتنگی...مگر ماه خودش از ماه من کم بود... که برد ماه دل این بیقرار ازپیش او... حال من مانده ام...بی یار و بی همسر... در این دنیای آشفته...پریشان حال و سرگشته... نمیدانم...خدای تو چرا برداز کفم...این زتدگانی را... که من تنها شدم...تنهای تنها...با خدای خود

|
|
|