پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
تو را نی بینم در انتهای دردهایم
نوشته شده در شنبه 15 آذر 1393
بازدید : 1464
نویسنده : rozbeh92

تو را می بینم...در انتهــای درد هــایم...
دوباره قهر می کنی...باز هم زخم میشود قلبم...
قـهر کن با خاطره هایم...گـریه های بی صـدایت آزارم میدهد...
دستی میکشی بر رویاهایم...نفسهای سردت انگشتانم را به لرزه می اندازد...
تو گر چه غریبه ای بیش نبودی برایم...اما نگاهت آتش درونم را آرام می کرد...
چه می دانستم از تو...که غریبه ای از سرزمین خیالی...
نامت چه برازنده و گوشنواز است برایم...خزان...خزان شدی بر پیکر خسته من... 





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید