|
|
|
نوشته شده در سهشنبه 16 دی 1393
بازدید : 660
نویسنده : rozbeh92
|
|
بیا نزدیک خاطراتم بایست... آنقدر نزدیک شو...تا بوی نفسهایت را حس کنم... ﺗﺎ ﺑـــﻮﯼ ﻋﻄﺮ ﺗﻦت ﺑﭙﯿﭽﺪ در مشامم... بیا ...باز هم نزدیک تر...میخواهم گرمی آفتاب را بر تن یخ زده ام حس کنم... باز هم نزدیک تر بیا...میخواهم همه را یکجا داشته باشم... ستاره...ماه...آسمان...دنیا...همه هستی را... دیگر بس است...نزدیک نشو...تو میان قلب تب دارم چه میکنی... که صدای غم دار قلبم ... شقایقها را به گریه وا داشته...
|
|
|