|
|
|
نوشته شده در سهشنبه 05 اسفند 1393
بازدید : 1452
نویسنده : rozbeh92
|
|
دلگیرم...یا اینکه دلم گرفته...و یا دلزده شده ام...نمیدانم... شاید دم دمی مزاج شده قلبم... اصـلا هم فرقی ندارد... فقـط مـی دانـم دلـم یه جـوری شده... جــوری کـه مثــل همیــشـه نیــسـت... دلـم کـه اینـطــوری مـیشه... طغیان میشه میان قلبم...چشمم...و خاطراتم... غصه ها از یک طرف... حسرتها هم از طرفی...و از سویی هم تازیانه نگاهت...دگرگون میشود تنم...روحم...همه وجودم... همه چیز را در خود حل میکنم...قلبم گویی لانه درد است...چه حجم وسیعی دارد... بعــد هم دلم دوباره می گیرد...نگاهی به آسمان می کنم...و غروب آفتاب را می نگرم... که چه زیبا میرقصاند ...عاشقانه های مرا...
|
|
|