|
|
|
نوشته شده در یکشنبه 23 آذر 1393
بازدید : 827
نویسنده : rozbeh92
|
|
اسیر مانده ام در قامت نگاه ماه... فریادی دارم در راستای نجوای ستاره ها... آغوشی مرا می خواند...دستهایی در انتظار... دستهایش همچنان در تبلور خورشید... گرما بخش تن خسته ام می شود... چشمانت...نگاهت...مژگانت... پریشان می کند نگاهم را... ای سپیدی کوی خیال... و ای مستانه کرشمه شاپرکها... تویی آواز عاشق شقایقها... در امتداد جاده ای...که قاصدکها سرگردان مانده اند... زانو در بغل ...چشم براه ... در جنگل نگاهت نشسته ام...ماه من کجایی...
|
|
|