|
|
|
نوشته شده در یکشنبه 19 مهر 1394
بازدید : 762
نویسنده : rozbeh92
|
|
آری عشقم...اینچنین افسون این شب ها ... و اینگونه مهر تو در این خرابه قلبم خانه کرده... گناه از تو نیست...من از این بی رحمی سرنوشت بیزارم... آری...از زمانه بیداد می کنم... و گاهی فریاد می زنم و می گریم... اما این ماتم و عزا... راه به جایی نمی برد... پس در اوج دلتنگی ...مرا رها کن...تا فراموشن شود... این شعرها...و این فریاد ها...در سکوت شب های تار من... رهایم کنند...
|
|
|