پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
خدایا
نوشته شده در شنبه 04 اردیبهشت 1395
بازدید : 799
نویسنده : rozbeh92
  • گاهی از روزنه باغ تو را می جویم...یک نفر نیست بگوید اینجاست...
صبح تا نیمه شب...پشت آن پنجره ی عشق
 

گاهی از روزنه باغ تو را می جویم...یک نفر نیست بگوید اینجاست...
صبح تا نیمه شب...پشت آن پنجره ی عشق ...من تورا می بینم...
همه جا می نگری...همه را می بینی...
گاه با ما سخن می گویی...گاهی با رهگذران ...گاه با گمشده گان...گاه تو دست مرا می گیری...
راستی گمشده ام کیست؟کجاست؟که من از شرم دو دستم بالاست...
خجل و پر زگناه...اشک بر گونه شب...مثل شبنم شده ام...اما تو گمشده ام...
من تو را بر سر کوه...یاکه بر اوج فلک...نکند روزنه نوری تو...
نکند تو کریمی...رحیمی ...الیمی...یا خدایی... که همان روز ازل ...ناپیداست...





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید