|
|
|
نوشته شده در پنجشنبه 27 آذر 1393
بازدید : 501
نویسنده : rozbeh92
|
|
چقدر سخته... تشییع کردن عشق ...بر روی شانه هایت... و سپردن به قبرستان ...و خودت بگذاری در میان دل خاک... بهش نگاه کنی...دلت نمیاد خاک بریزی...چون دیگه نمیتونی ببینیش... بعد هم به زور...تو رو بلند کنند...بعد از چند دقیقه همه چی تموم میشه... تو هستی...اما اون دیگه نیست... بعد هم منتظر پنجشنبه ها میشی...که بری باهاش حرف بزنی... بی آنکه جوابی بشنوی...برمی گردی خونه...باز هم بی او... باز هم دلتنگی...باز هم...باز هم...باز هم...
|
|
|