پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
با عجله گام بر می داشتم
نوشته شده در سه‌شنبه 28 بهمن 1393
بازدید : 1501
نویسنده : rozbeh92

 

با عجله گام بر میداشتم...پرشتاب و عجول...
گفتند: کجا اینگونه با عجله...
گفتم : زیارت...
همه سکوت کردند...و یکی گفت...زیارت آقا میری برای ما هم دعا کن...
گفتم: دیشب مرا طلبیده...باید سریع برم...
گفتند:برا ما هم دعا کن...خوش بحالت آقا تو را طلبیده...
با خودم گفتم: عشقم مرا طلبیده...دیشب بخوابم اومده بود...
گفت دلم برات تنگ شده...یه سری به من بزن بی وفا...
الان هم دارم میرم سر قبر عشقم...با عجله...





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید